موج سرگردان

ردپا

یکشنبه 22 مهر 1397

کنار ساحل  زیر آفتاب بی رمق عصرگاهی دراز کشیده بودم و به رفت و آمد آدما و  تیپ و هیکل هاشون  و تلاش برای گرفتن حمام آفتاب از این آفتاب بی جون و  صدای شادی و خند شون  نگاه میکردم با خودم فکر میکردم خدا کنه این شادی و خنده و رفاقت پایدار باشه .تو همین افکار غرق بودم که نظرم جلب شد به ردپای که زن و مرد  روی ماسه های  ساحل از خودشون به جا میزاشتن  بچه ها، پسرای نوجوون، پیر زنا، دست فروشای کنار ساحل، توریستای تپل مپل آلمانی و آمریکای ... جای پای هر کدوم با دیگری فرق داشتن، یکی گودتر، یکی پهن تر، یکی... اما متوجه شدم که هیچ کدوم از اون جای پاها بیشتر از سه موج رو دوام نمیارن! تازه اون جای پای چاقترین مردی بود که عبور کرده بود، که تونست دو موج رو دوام بیاره اما سومین موج کارشو ساخت و شست و برد!

آدم وقتی که بی کاره ذهنش با دیدن هر چیز بی ربطی کشیده میشه به فلسفه بافی! به این نتیجه گیری رسیدم که: بزرگترین آدمام آخرش رفتنین!چرا باید این قد قمپز آدم بودنمونو در کنیم؟ این همه غرور؟ این همه منم منم؟!! بدو بدو؟ لفت و لیس؟ کلاه کلاه؟ عر و تیز؟ هارت و پورت؟ 




هیچ چیز دردناکتر از این نیست که نه کسی صدات کنه مادر و نه تو بتونی صدا کنی مادر 




شب

سه شنبه 17 مهر 1397

هنگامی که از رسیدن به تو نا امید شدم 
خودم را زدم به فراموشی 
اما کجای این فراموشی به فراموشی می ماند ؟ وقتی هر شب به وقت تنهایی ام یراغی از خاطراتت را میگیرم  لب پنجره می ایستم ، سیگاری روشن میکنم و به تو فکر میکنم . به دلخوشی های کوچک و ناپایدارم . من فراموش نکردم خواب عمیقی را که تو به من هدیه میدادی .........
فرق زیاد ی است جانم ...
فرق زیادی است بین کسی که فراموش میکند  .با کسی که خودش را به فراموشی میزند ......


مهاجرت

سه شنبه 17 مهر 1397

با هر کی که حرف میزنم این روزها همه در حال مهاجرت هستن 

هلندی ها به استرالیا، اسپانیا، آمریکا و ... مهاجرت میکنن.

آمریکا های  عازم اروپا، افریقا، استرالیا و آمریکای جنوبی هستن.

هندی  ها بار مهاجرت توی انگلستان و کانادا زمین میذارن.

چینیا تو راه اروپا و آمریکا، استرالیا و آفریقا هستن 

عرب ها و روس ها چمدان به دست در راه امریکا هستن

دوره دوره ی مهاجرته، کمتر کسی میخواد سر جاش باقی بمونه،

همه به دنبال مدینه ی فاضله میگردن.

 هممون  سرگردون و چمدون به دست دور کره ی خاکی میگردیم، به امید روزی که بارمونو زمین بذاریم، و دلمون گیر کنه و پاگیر بشیم و  چمدونمون  رو زمین بزاریم من  که سالها است چمدان به دست و سرگردانم چمدان های که  احتمالن هرگز باز نخواهند شد! وبا خودم زمزمه میکنم بی سرزمین تر از باد....


ابرهای باران زا

یکشنبه 18 شهریور 1397

جمعه از صبح حال خرابی داشتم  سال گذشته هفدهم  چه روزی بود و امسال اینهمه جای خالی آدمها .کی فکرشو میکرد؟ تا اینکه  شانزده دقیقه بامداد هواشناسی اعلام کرد :بادهای سرد دوست نداشتنت سمت شمال شرقی گونه هایم را نوازش خواهد کرد و  اینگونه بود که ابرهای باران زا تا صبح باریدند از اینهمه تصورات و نا به جا 




جفت پوچ

شنبه 10 شهریور 1397

با یه ماگ بزرگ قهوه تلخ میشینه لبه تخت .چشمامو وا میکنم زل میزنه تو چشمام میگه نمیخوای پاشی ؟ زخم بستر گرفتی .هر اتفاقی که افتاده دیگه خاکستر شد. خاکستر  رو هم باد برد تو هنوز هم میخوای ادامه بدی شروع میکنی به گفتن وداشتن امید مثل گرامافونی که سوزنش گیر کرده . یه غلتی میزنم و میگم میدونی چرا اومدم پیش تو ؟ میگی چون دوست عزیزتم و بلند میخندی. اون که اره ولی بیشتر بخاطر اینکه مطمن بودم لازم نیست برات توضیح بدم چی شده و تو هم نمیپرسی و از اون مهم تر نصیحت های میکنی که خودت هم باور نداری و اجرا نکردی و نمیکنی هیچ وقت ..... بخاطر همینه اینجا شده خانه ارواح فقط مثل زمانی که یکی میپرسه  خوبی ؟ همه میگیم شکر خوبم .  قهوه مو میدی دستم میگی بیا با هم شروع کنیم میگم تلخ میگی اره شاید ندونم این حال خرابت از چیه ولی اینو خوب میدونم قهوه یعنی تلخ تلخ .

شنبه : ساعت سه نصف شب کلی حرف میزنیم میگیم اینم همون شنبه معروف از امروز شروع میکنیم . با اسنپ خودمو میرسونم به محل کار  یه نگاه به میز کار میکنم چقدر برگه . هر کاری میکنم حوصله شو ندارم  کامپیوتر رو روشن میکنم یه نگاهی به وبلاگ دوستان میکنم از خوندن بعضی پست ها و خبرها کلی خوشحال میشم . با خوندن بعضی از ارشیوها دوباره پرت میشم به گذشته .لعنت به این کار احمقانه ... شماره موبایل شو میگیرم اولین زنگ که میخوره جواب میده قبل از اینکه من چیزی بگم میگه من نتونستم شروع کنم دارم میرم خونه . میشه لطفا دنبال منم بیایی .....
میان آنچه تلاش میکنیم درک کنیم و آن چه واقعا قادر به درکش هستیم خلیجی قرار گرفته است که  آن دو را از هم جدا میکند هر قدر هم که خط کشمان بلند باشد هرگز نمیتوانیم عمق این خلیج را حساب کنیم . (هاروکی مورا کامی .از کتاب به اواز باد گوش بسپار)




                                                       


مجنون

سه شنبه 16 مرداد 1397

باورم نمیشه دنبال گرفتن برگه مجنونی هستی تا ثابت کنی وکیل و وصی  وصیت نامه دچار بیماری روح وروان  ................ واقعا چرا ؟ تا چه حد ؟ برای چی ؟ چرا وقتای که گند میزدی تو عالم و آدم  و این کشور و اون کشور گند کاری هاتو جمع میکرد سالم بود ...حالا تو این مقطع یادت افتاده شوک های پی درپی باعث اختلال در سلامت روانش شده ؟ دلیل و سندیت  حرفات هم انزواطلبی و سکوتش رو اعلام میکنی ؟ چرا فکر نمیکنی رفتارت اینقدر وقیحانه  است که لالش کردی ..... کاش .... کاش فقط یک ....




واقعا هستی ؟

شنبه 13 مرداد 1397


اصلا باورم نمیشه این افراد با اینهمه ادعا همون آدمهای قبل باشن ...خدایا میشه این کابوس تموم بشه .اینهمه حرص و طمع ؟ اینهمه تخریب برای اندکی بیشتر داشتن ؟ ... وای خدای من واقعا چرا همه اینجوری شدن . کاش چشمامو ببندم اینا همه تموم شده باشه . فقط تموم بشه تموم ..مدتها بود فهمیده بودم خیلی از باورها الکی بود و تعصب کورکورانه . فقط به وجود تو ایمان داشتم ولی انگار اونم سراب و توهم ..... تو  هم  وجود نداری 





زمستون دنیا

سه شنبه 9 مرداد 1397

هر زمستون بیش از اینکه ریشه پابندت کنه  
شاختو بردار و تمرین تبر کن 
          با خودت
یابساز و دونه دونه مرگ  برگاتو ببین 
یا بسوز و جنگل رو شعله ور کن با خودت 




از قوی بودن خسته ام 
دلم یک شانه میخواهد تکیه دهم به آن وبی خیال همه دنیا 
دلتنگی هایم را ببارم


توهم

دوشنبه 8 مرداد 1397

تو مهربان بودی

                  _آغاز ماجرا،

                                اما

چه سخت تشنه جام محبتت بودم...

سخن تمام نشد،

                            ختم ماجرا پیدا

 

امید با تو نشستن

تلاش بی ثمری بود

چه، کوشش شب و روزم

بسان شخم زدن روی سینه دریا

و استغاثه به درگاهت

گره به باد زدن،

و همچو کوفتن آب بود در هاون

                      

مرا رها کردی؟

مرا به مسلخ سلاخان

چرا رها کردی؟

مرا که رام تو بودم

اسیر دام تو بودم...

 

                                شعر:حمید مصدق

                                 


ممنوع

سه شنبه 26 تیر 1397

معاون دانشجویی دانشگاه تهران از تدوین نهایی طرح دانشگاه عاری از دخانیات  در این دانشگاه خبر داد و گفت این طرح از ابتدای مهر ماه سال جاری در تمامی محیط های دانشگاه اجرایی خواهد شد .


خدا رو شکر تمام مشکلات دانشگاه و دانشجو و مردم و مملکت مصوب و حل شده بود فقط مونده بود این یک مشکل که اون هم به مدد معاون گرامی حل شد. ......


کودک نامشروع

جمعه 22 تیر 1397

میتوانم ساعت ها 
بی آنکه پایه ای داشته باشم بدوم 
ساعت ها بی آنکه دهانی داشته باشم 
حرف بزنم 
ساعتها ،جای عقربه ها بچرخم 
آنقدر بچرخم 
تا سرم در زمان گیج شود 
گیج شود و تلو تلو خوران 
روی شب ، زمین بخورد
سرنوشت جان میکند و من نمیتوانم دستت را از گلوی آن بردارم  نبودنت 
آبستنم کرده 
وغم نبودنت این کودک نامشروع را روی دستم گذاشته 
که باید بزرگش کنم 


شانه هایم

پنجشنبه 21 تیر 1397

سرم را به سختی حمل میکنم 
شانه هایم ترک برداشته اند 
انگاری شب پیش 
شتری کوهانش را در خیالم جا گذاشته است با این حس سنگین به تو فکر میکنم 
و تنها یک چیز مرا می ترساند 
روزی سرم سوت بکشد 
وقطاری به خیالم بیاید 
اما تو را جای دیگری جا گذاشته باشد 


جنگلی به اسم دنیا

پنجشنبه 21 تیر 1397

قرار نیست همیشه با تفنگ و اسلحه آدم کشت
گاهی قاتل کسی ست که 
در بحبوحه وابستگی 
میرود .








جانم را به دندان گرفتم و اعتمادم را به خاک سپردم ، خوب میدانم راه و رسم درندگی چون دیروز نیست .....
گرگ های این جنگل ، روی دوپا راه می روند ......


هدف خلقت

پنجشنبه 21 تیر 1397

بیشتر از هر زمان دیگه ای به این فکر میکنم هدف از خلقت چی بوده ؟ چون مطمنم این موجوداتی که الان به عنوان انسان هستیم نبوده .

هر چی جلوتر میرم و اندیشه ها تو میبینم  شک میکنم به اینکه تو فقط دنبال اهداف خودت و التیام زخم گذشته بودی و دیگر هیچ . ؟نه امکان نداره قطعا گناه من نابخشودنی بوده و ضربه ای که تو خوردی مهلک و کاری .  . چون تمام این پروسه رسیدن به خواسته ای بود که باید میشد و حالا که نشده هیچ نقطه ای روشن و مثبتی وجود نداشته  فقط نمیدونم چرا پذیرشش برای من اینقدر سخته . بازهم شکر که حداقل وجود منفورترین ها باعث شده رویاهای شیرین همیشه پر رنگ  باقی بمونه . 


من میروم

دوشنبه 18 تیر 1397

كوله بارم را بسته ام .....
منتظر تغیر بودم كه نشد ....
از بعضیا سكوت خواستم ، زیادی حرف زدند ....واز بعضیا توقع گفتن داشتم كه لب فرو بستند . این دیار و  تكیه گاه بودنهای  پوشالی و حرفهای قشنگ ارزانی خودتان . 



فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها