Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :
تاریخ:سه شنبه 7 اردیبهشت 1395-01:33 ب.ظ

روزمرگی 4

بی خوابی زده بود به سرم  مدام پهلو به پهلو میشدم اتفاق های این یکی دو سال گذشته را مرور میکردم ، مدام در حال واکاوی  بودم و با خودم کلنجار میرفتم پاشدم رو تخت نشستم و به این نتیجه رسیدم که حالا که اب از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب ، سخت گیری های بی مورد رو بزارم  کنار نگاه به ساعت کردم  اذن صبح شده بود  اماده نماز خوندن شدم  ، برای تصمیم تازه قران رو بازکردم به نیت استخاره ودر کمال تعجب این آیه اومد ( قل یا عبادی الذین و اسرفو ا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله یغفر الذنوب جمیعاانه هو الغفور الرحیم ) ای بندگان من که بر خود اسراف وستم کرده  اید از رحمت خدا نا امید نشوید  همانا خداوند با صابرین و تقوا پیشه کنندگان است .
با خوندش یه آرامش خاصی گرفتم وخوشحال شدم از سخت گیری هام  شرم کردم از فکر اینکه آب که از سر گذشت ... یک شب شراب به صبح خمار نمی ارزد .



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


ماه بارانی
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 12:14 ب.ظ
چقد اینجور جواب هایی رو از قرآن گرفتن خوبه، ما تجربه برعکس شو داشتیم، یک شب که همسرم حسابی کلافه بودیک صفحه از قرآن رو باز کردیم که مضمونش این بود که "کسانی که به ما کافر شدند را فراموش کردیم" یعنی ما کلافه بودیم، بی خواب و نا امید هم شدیم!
علی امین زاده
یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 08:23 ق.ظ
یاد شعر سهراب افتادم:
من وضو با تپش پنجره ها می گیرم.
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395 08:23 ب.ظ
فکر میکنی مثل تو فرشته ونجیب چقدر تو جامعه هست
پاسخ : مثل من رو نمیدونم ، ولی بهتر از من بسیار است . ممنون از محبتت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر