موج سرگردان

نفس

دوشنبه 4 اردیبهشت 1396

پیش از آنکه واپسین نفس را برآرم ، پیش از آنکه پرده فرو افتد، پیش از پژمردن آخرین گل، بر آنم که زندگی کنم; بر آنم که عشق بورزم; بر آنم که باشم. 
در این جهان ظلمانی ,در این روزگار سرشار از فجایع ,در این دنیای پر از کینه نزد کسانی که نیازمند منند, کسانی که نیازمند ایشانم, کسانی که ستایش انگیزند, تا دریابم! شگفتی کنم! بازشناسم که ام که می توانم باشم که می خواهم باشم
تا روز ها بی ثمر نماند، ساعت ها جان یابد، لحظه ها گران بار شود. 

در برهه ای که از اوج زندگی به روزمرّگی دچار شده ام، مرهمی یافته ام ، شاید روزنه ای باشد برای همدلی و اشتراک شادی بین من و تو. از اینکه اینجا هستی خوشحالم :) 


آقای نوستالژی
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 11:27 ب.ظ
انشالله عمر این روزنه شادی براتون همیشگی باشه.
پاسخ : امیدوارم
نیلوفر اقبال
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 01:18 ب.ظ
من از پیراهنت
دستمالی می خواهم
تا زخم کهنه ام را ببندم...
پاسخ : چه زیبا بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها