تبلیغات
موج سرگردان - سكوت
موج سرگردان

سكوت

جمعه 31 فروردین 1397

شب از نیمه گذشته ومن مثل همیشه بیدارم .وسكوت تمام فضا را پر كرده است .هنوز  گیج ام از حرفهای تلخی كه مثل مسلسل برسرم ریختی البته این دفعه اول نبود چندین بار چنین رفتاری را دیده بودم وهر بار خودم را قانع كرده بودم در شرایط بد روحی به سر میبره ..باید ملاحظه شو كرد ..... ولی نمیدونم چرا اون یكبار اینطور فكر نكرد ؟ وهر بار مشكلات خودش سخت ترین وپیچیده ترین بود واز نظراون بقیه اعجوز ه های بودن كه از سرمستی فكر میكردن مشكل دارن .دلم میسوزد كه حرفهای مرا همیشه به بدترین نوع ممكن تعبیر كرد.گاهی فكر میكنم خودش هم خوب میفهمید درد من چه بود ولی ترجیحش این بودكه اینطور القا كند .
دلم میسوزد كه این مصیبت را هم مثل تمام گرفتاری های دیگر باید در تنهایی ضجه بزنم كه مبادا دیگران بوی ببرن . كاش منهم مثل تو فریاد میزدم دلجویی میشنیدم .دلم میسوزد برای خودم كه هنوز هم از تو كینه ای به دل ندارم حتی اگر از نظر تو نفرت انگیز ترین باشم 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها