تبلیغات
موج سرگردان - تیشه
موج سرگردان

تیشه

شنبه 19 خرداد 1397

تو جلسه نشسته ام .هنوز جدی نشده دوستان مشغول تعریف كردن از تعطیلات و سفر هستن یكی از گرونی میناله و دیگری از ترافیك . یكی از بچه ها میگه شما كجا بودین تعطیلات ؟ میگم تهران .میگه بهترین كار رو شما كردین .فقط نگاش میكنم .....................
موبایلم زنگ میخوره از خونه فاطمه است .فكر میكنم حتما یلدا و یاسین برگشتن میخوان باهام حرف بزنن .جواب نمیدم ترجیح میدم تنها باشم تابا هاشون یه دل سیر قربون صدقه بازی كنم .معمولا وقتی جواب نمیدم میدونن حتما كار دارم و دیگه زنگ نمیزنن .ولی انگار بیخیال نمیشن پشت هم زنگ میخوره مطمن میشم داستان احوالپرسی نیست .الو جانم ؟ فاطمه میگه ببخشید مجبور شدم پشت هم زنگ بزنم از دادگستری نامه اومده به اسم مرتضی ... فامیلی شما است ولی اسمش ؟ نمیدونم بگیرم یا نه شما مرتضی ندارین كه . میگم بگیر حسن تو شناسنامه مرتضی است .
نمیدونم قرار چه اتفاقی پیش بیاد .فقط میدونم روزای سختیه .همه ریشه ها با تمام زحمت های كه براشون كشیده شده بود رو داریم تیشه میزنیم بهش .فقط امیدوارم این روزهای كابوس وار تموم بشه . 
كاش بودی . فقط بودی كاش فقط میشد حتی توهم داشتنت رو داشت حتی پوشالی 




فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها