تبلیغات
موج سرگردان - عطر تن تو
موج سرگردان

عطر تن تو

پنجشنبه 1 آذر 1397

خیلی وقتها افراد چمدان به دستی را در فرودگاهها میدیدم و گاهی پیش میامد که چند کلمه ای هم گفتگو کنیم . از خیلی هایشان شنیده بودم که میگفتن داریم از کشور میریم  و تمام زندگیمان را ریختیم در این چند چمدان .همیشه فکر میکردم سختترین کار دنیا جمع کردن لوازم ضروری هنگام کوچ  است  چطور میشود ؟ بعضی چیزها شاید  ضروری نباشه ولی خاطراتش تمام زندگی است . 
خیلی کلنجار رفتم جواب ت رو بدهم با مستندات . ولی دوباره فعل که چی بشه را با خودم صرف کردم .این نیز بگذرد .
ماجرا خیلی ساده بود من فقط رفتم عطر بخرم آقای فروشنده بدون اینکه سوالی بپرسد رفت شیشه ی عطر ی آورد هنوز سلام نکرده بودم که یک ژست فرانسوی گرفت و گفت ce parfum est costume pour vous  یعنی این عطر خیلی به شما می آید همان همیشه شیرین و خنک 
گفتم نه اشتباه میکنید این عطر اصلا به من نمی آید لطفا عوضش کتید تلخ باشد وگرم 
حرفهایت مثل پتک برسرم میکوبید ( هنوز لباسم بوی عطر تو میده )اصلا چرا رفتم این عطر فروشی وقتی میدانستم مرا میشناسد و امکان دارد این حرفها را بزند ..میدانی خود زنی فقط این نیست که چاقو برداری و بیفتی به جانت یا خودت را به در و دیوار بزنی یا چه میدانم با سر بروی توی شیشه گاهی گوش دادن یک آهنگ پیاده روی در یک خیابان یا همین ماجرای ساده ی خریدن عطر از خود زنی هم خود زنی تر است ... تو کی میروی از من    .....
منبع ناشناس
به گمانم ذهنیتی که آدم ها از خود برای هم به یادگار میگذارند ، از همه چیز بیشتر اهمیت دارد . واگرنه همه آمده اند که یک روز بروند ....
صمد بهرنگی




فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها