Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :
تاریخ:دوشنبه 23 مرداد 1396-12:20 ب.ظ

حجاب



چند وقت پیش جمله ی عجیبی بر روی بیلبوردهای سطح شهر برای تبلیغ حجاب و در حمایت از زنان چادری با این مضمون درج شده بود که:
" بگذار به چادرت «پیله» کنند، آخر تویی که «پروانه» می‌شوی"

آن زمان بنده به شخصه نفهمیدم که جریان چیست و کی به کی «پیله» کرده است و اصلا ایده چنین جمله ای از کجا آمده و شأن نزول این بیلبورد چیست و خلاصه حسابی گیج شده بودم تا اینکه امروز تصاویری از پروانه شدن خانم آزاده نامداری مجری چادری صدا و سیما در سوئیس منتشر شد... همان خانم مجری که جملات قصاری در مورد «حجاب برتر» داشت و این اواخر به غیر از رنگ مشکی به رنگ دیگری هم رضایت نمی‌داد و معتقد بود که " شأنیت چادر به مشکی بودن آن است" ... منتهی از بس که مردم ناآگاه ما به او پیله کردند در سفری که به سوئیس داشت، ناگهان تبدیل به پروانه شد و چادر خود را شکافت و بدون حجاب بیرون آمد... دهان ما همینجور چهار طاق با دیدن این صحنه نادر از لحظه پروانه شدن ایشان باز مانده بود که کاشف به عمل آمد که ایشان یک بطری آب جوی تگری هم در مقابلشان است و دارند نم نم می‌خورند و حالش را می‌برند و همینجا فهمیدیم که ایشان در پروانه شدن سنگ تمام گذاشته اند... این وسط یک رِندی هم از تمام این صحنه های بدیع و نادر از دگردیسی یک «کرم چادری» به یک «پروانه آبجوخوار بی حجاب» فیلم گرفت و فیلم هم همانطور که پیش بینی می‌شد در سطح وسیع پخش شد و با استقبال مردم مواجه شد...( امیدوارم اسائه ادب نشود... این اصطلاحات کرم و پیله و پروانه مال خود طرفداران حجاب برتر است نه بنده!)

اینکه چه کسی این فیلم را گرفته و پخش کرده و آیا پای همسر سابق و عوامل اجیر شده ی ایشان در میان است یا خیر، یا اینکه کار موساد و سیا بوده و قصد تخریب نظام را داشته ، را ما نمی‌دانیم و اصلا شأن ما بالاتر از این است که به اینجور دعواهای خانوادگی پیش پا افتاده ورود کنیم...ما فقط جایی که احساس خطر می‌کنیم و کلیت نظام در خطر باشد وارد می‌شویم.

ببینید... باید به قول آقای جنتی یک فاکری کرد... واقعا داریم به کجا می‌رویم؟  کار فرهنگی مان شده است این که قلم مو برداریم و یک غشای نازک از تقدس و دینمداری و عفت و طهارت بر روی آدمها بکشیم که ویترین نظام به هم نخورد... این که داخل مغازه چه خبر است دیگر مهم نیست... مجری خانمی که جلوی دوربین به ظاهر سوگوار یک مناسبت مذهبی ست در پشت دوربین کِرکِر می‌خندد... پری روی چادری دیگری تاب مستوری نمی آورد و  کل سینما و تلویزیون ایران را می‌گذارد و می‌آید بیرون و مدل مینی ژوپ و بیکینی می‌شود...مدیر شبکه ی تلویزیونی با مجری شبکه اش سکس چت میکند...  معلم قرآن مان بچه باز است...مداح مذهبی مان دنبال زن ها و دخترها موس موس می‌کند... واعظان مان جلوه ها در محراب و منبر می‌کنند ولی در خلوت از صد تا شاهزاده سرین «اومممممم آررررره» تر هستند.

یکجا باید زنگهای خطر به صدا در بیاید و جمهوری اسلامی یک بازنگری در اصول و اهداف و روشهای خود بکند... وضع به همین شکل پیش برود در آینده زبانم لال باید شاهد فیلم لو رفته آیت الله آملی لاریجانی نیز باشیم که فرض بفرمائید در یک نایت کلاب در مسکو در حال تماشای استریپرهاست... آنوقت دیگر نمی‌شود مساله را جمع کرد و گفت چه می‌دانم نایت کلابش خصوصی بوده و استریپرها همه از بستگان بوده اند و قس علی هذا... جمع نمی‌شود... والله بالله تالله نمی‌شود!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :
تاریخ:یکشنبه 22 مرداد 1396-07:14 ب.ظ

گاهی

یک وقتهایی است که باید به روی خودت نیاوری که راه نامطمئن است، نصفه نیمه است، پستی بلندی دارد. باید پایت را چنان بچسبانی به راه که انگار مطمئن ترین مسیر را رفته ای. چنان وقتی که پای می چسبانی به قلوه سنگهای بزرگ هنگام عبور از رودخانه.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :
تاریخ:سه شنبه 17 مرداد 1396-05:38 ق.ظ

سیستم معیوب

_در یک سیستم معیوب: 
سعی کنید «لال بودن» را تمرین کنید! این تمرین در میزان عزیز بودن شما بسیار موثر است.

_در یک سیستم معیوب: 
هیچگاه کارمندان را با یکدیگر مقایسه نکنید؛ 
چون قطعا شاهد تبعیض خواهید بود.

_در یک سیستم معیوب: 
اگر مدیرتان ۳ یا ۴ ایراد دارد انتظار رفتنش را نکشید، چون قطعا نفر بعدی او ۴۳ ایراد دارد!

_ در یک سیستم معیوب: 
می توانید با کارهای کم و کوچک، محبوبیت فراوانی به دست آورید؛ فقط کافیست «زبان» خود را تقویت کنید

_در یک سیستم معیوب: 
ممکن است که هر چه بیشتر کار کنید، بیشتر خوار و خفیف باشید.

_در یک سیستم معیوب: 
با اشکالات سازمانتان بسازید و هرگز آنها را با مدیرتان در میان نگذارید؛ درغیر این صورت یک مشکل دیگر به سازمان اضافه می شود. آن مشکل، شما هستید و در اخر اخراج!

_در یک سیستم معیوب: 
اشتباهات یک مدیر را هیچگاه به مدیر دیگر نگویید؛
 در غیر اینصورت بجای یک مدیر، دو مدیر در مقابل شما موضع گیری خواهند کرد.

_در یک سیستم معیوب: 
با انجام کارهای مختلف و فعالیتهای به موقع، نظم شما تشخیص داده نمی شود؛
 بلکه برای این کار راههای ساده تری هم هست. 

مثلا فقط کافیست همیشه میز کارتان را منظم نگه دارید!

_در یک سیستم معیوب: 
اضافه بر کارهای معمول کار اضافه ای انجام ندهید؛ 
در غیر اینصورت انتظار پاداش بیشتری نیز نداشته باشید.

_در یک سیستم معیوب: 
همیشه حرفها (فرمایشات) مدیرتان را تایید کنید، حتی اگر از نظر او «ماست، سیاه باشد!»

_در یک سیستم معیوب: 
تنها کاری که واجب است سریع انجام دهید، کاری است که مدیر شما شخصا از شما خواسته است.

_ در یک سیستم معیوب؛ 
آسه برو، آسه بیا، که گربه شاخت نزنه؛
 مگر اینکه با گربه نسبتی داشته باشید!

وینستون چرچیل
کتاب : چگونه جهان را اداره کنیم



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :
تاریخ:چهارشنبه 4 مرداد 1396-10:29 ق.ظ

مریم میرزاخانی

چندروزی از فوت مریم نمیگذرد و انگار هر روز كه میگذرد بیشتر مرا  به تعظیم وامیداردتماس چند دوست كه اطلاعات بیشتری ازاو میخواستن واظهارمیكردن اطلاعات زیادی ازاودر این دنیای بی درو پیكر مجازی نیست مرا بر آن داشت تا چرخی در دنیای مجازی بزنم
گوگل ،فیسبوك و هزار صفحه دیگر را زیررو میكنم  و كمتر میبایم 
بجز تعداد معدودی عكس كه عمدتا در كنگره و سر كلاس و احیانا غافلگیرانه گرفته شده است .با خود فكر میكنم  هیچكس نفهمید مریم كی ازدواج كرد ،خبری از عكس و لباس عروسی سفارش كریستین دیور  در مدیا نمیابم با اینكه میدانم  انقدر دارایی داشت  كه عروسی قرن را مثل لیونل مسی فوتبالیست رقم بزند 
انگشتش را نگاه میكنم خبری از سنگهای چند قیراطی در دستش نیست . خبری از هزینه ماهانه  ٣٨ هزار دلاری مراقبت پوست بیانسه در مورد او نمیابم 
او حتی از نماد زیبایی زنانگی یعنی موهایش نیز گذشته است .تا دنیا فراتر از جنسیت به او نگاه كند 
میدانم انقدر داشت كه  اگر اراده میكرد هروز در گوشه ای از پنتهاوس  نداشته اش عكسی در فضای مجازی منتشر كند ،هیكلش به اندازه كافی زیبا بود تا عكس هایی در سواحل هاوایی  بنمایش بگذارد ! صورتش انقدر زیبا بود كه برند های غول  لوازم ارایشی ارزو كنند تنها نیمرخی از او در كنار كرمهای چند صد دلاری انها باشد .اما دریغ از یك روژ ساده ! 
راستی اصلا دنیا نفهمید این نابغه بینظیر كی باردار شد كی زایمان كرد 
خبری از سیسمونی میلیاردی شبیه دختر فلان فعال سیاسی  منتشر نشد 
به ناچار با كیورد مریم میرزاخانی  Maryam 
‏ Quotes Mirzakhani,s  جستجو میكنم شاید جملاتی هر چند كوتاه از او بیابم شاید بیشتر بفهمم این همه عظمت را ! اما جز چند جمله كوتاه كه حاكی از زیبایی ریاضیات هست نمیابم !یاد حرف یكی از دوستان می افتم كه طبق معمول ناجوانمردانه قضاوت كرده و گفته بود  احتمالا وی تك بعدی بود اما 
 مریم عاشق رمان و ادبیات بود و ارزو داشت نویسنده شود 
دنیا مریم را بخاطر هوش و استعداد ذاتیش تحسین میكند و من علاوه بر استعدادش،رفتار اورا كه منتخب خودش هست بیشتر تحسین میكنم 
او زیبایی زندگی را در ارامش و سادگی یافت .حتی مراسم تدفینش به خواست خودش در ارامش وسكوت و بدور از هیاهو های  كاذب  دنیای امروز برگزار شد .
مریم تبلور ارامش "گمشده " بشر امروزی بود 
و این از ان هوش سرشار جز این انتظار نمیرفت 
دلم میخواهد مثل بقیه برای روح او ارامش ابدی ارزو كنم 
اما میبینم او خود عینیت ارامش بود 
چه مینویسم كه این جملات اب بارانی است درسبو...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :
تاریخ:سه شنبه 3 مرداد 1396-11:23 ق.ظ

روز دختر راتبریك نمی گویم

روز دختر را تبریک نمی گوییم

دکتر مجتبی لشکربلوکی، استاد دانشگاه صنعتی شریف 

آمدم به مناسبت روز دختر، بنویسم «روز دختران مبارک!» ولی احساس کردم که 
دختر 
روز نمیخواهد!
تبریک هم نمی خواهد!
به جای آنکه با همان ذهنیت قدیمی به آنان تبریک بگوییم، کمی متفاوت عمل کنیم.

سقف های شیشه ای را برداریم. به دختران اعتماد کنیم و آنان را به تجربه های بزرگ دعوت کنیم و بگذاریم از حلقه بسته تجربه های کوچک، قابلیت رشد نایافته و دوباره تجربه های کوچک رهایی پیدا کنیم. البته سقف های شیشه ای اول باید در ذهن من و شما برداشته شود. 

به جای آنکه دایره ناموس را خواهر، مادر و همسر خود تعریف کنیم، بپذیریم که همه ناموس ما هستند. به همه دختران، مادران و همسران به دیده احترام نگاه کنیم. همچنین لازمست که منظورمان از ناموس را هم درست تعریف کنیم که ناخودآگاه قفس و محدودیت نشویم. 

برای شان جُک نسازیم. با این جُک های سیاه، اعتماد به نفسی که کم کم دارد در نهاد دختران این سرزمین پا می گیرد را لگدمال نکنیم. 

بگذاریم زنان و دختران در طراحی سازمان، شهر و کشور نقش بیشتری داشته باشند. شهرهای ما مردانه و بی روح ساخته شده است. اگر می گذاشتیم نگاه لطیف آنان مجال  بروز می یافت شاید از این زندگی ماشینی امروز همه ما کلافه نمی شدیم. آنان نکاتی را می بینند که ما نسبت به آن ها کور هستیم. 

در انتها تاکید می کنم که ما مردان لازم نیست کاری بکنیم. این دختران و زنانی که من می شناسم هم توانمندی و هم جسارت این را دارند که جایگاه خود را باز بیابند. تنها کاری که ما باید بکنیم این است که مانع نشویم. ذهنیت مان را عوض کنیم و مرد باشیم.  

⭕️اگر چنین کنیم، آنگاه می شود به خودمان تبریک بگوییم. روز دختر را به مردانی تبریک می گویم که با اندیشه ای باز و همراه با اعتماد موانع فعال شدن نیمی از جامعه ما را برطرف می کنند.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()